مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

88

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

ميان او و حسن عليه السلام انجام شد ؛ و آن حضرت آنچه را كه واجب بود در پاسخ آنان نوشت . بار ديگر پس از رحلت امام حسن عليه السلام و در دوران معاويه با وى مكاتبه كردند ؛ و امام به آنان وعده داد و اميدوارشان ساخت . ولى دوران معاويه دورانى دشوار بود و در چنان دوره‌اى كارى نمىشد كرد . پس از درگذشت معاويه بار ديگر مكاتبه را آغاز و ضمن اظهار فرمانبردارى خواست و تمايلشان را تكرار كردند . امام عليه السلام نيز پس از آن كه نيروى آنان را از يزيديان برتر ديد اين گمان قوى در او پديد آمد كه « رفتن واجب است ؛ و آنچه انجام داد از روى اجتهاد و سبب‌جويى بر او متعين گشت . اين كه ممكن است برخى از مردم به وى خيانت كنند و حتى اهل حق در يارى او كوتاهى ورزند و آن امور شگفت‌انگيز روى دهد ، در محاسبات وى نگنجيده و مسلم بن عقيل هنگام ورود به كوفه از بيشتر ساكنانش بيعت گرفته بود . . . » . « 1 » گفتار سيد شريف مرتضى بر مبناى اهل تسنن استوار است كه معتقدند امام نيز همانند ديگر مردم بر پايه گمان خويش عمل مىكند و به خاطر اجتهادش پاداش مىگيرد ، خواه به خطا رفته باشد و يا به صواب ؛ جز اين كه پاداش او بر انتخاب صواب بيشتر است . امام از آغاز بر سرنوشت خود آگاه نبود ! و به سبب نامه‌هاى كوفيان قيام كرد . چنين به نظر مىرسد كه دليل اين پاسخ شريف مرتضى - كه خود يكى از متكلمان بزرگ شيعى است - به آن پرسش‌ها اين است كه مىخواهد عقل اهل سنت بغداد آن روز را كه اكثريت شهر را تشكيل مىدادند متقاعد سازد ؛ و گرنه اين پاسخ با اعتقاد شيعه درباره امامت و اين كه ائمه با علم خدادادى ، گذشته و حال و آينده را تا روز قيامت مىدانند مخالف است . علاوه بر اين روايت‌هاى فراوان حاكى از آن است كه امام عليه السلام از سرنوشت و شهادتش آگاه بود و حتى در دوران كودكى از اين موضوع خبر مىداد . وانگهى قيام امام حسين عليه السلام و خوددارى از بيعت با يزيد به سبب نامه‌هايى كه كوفيان پس از مرگ معاويه برايش نوشتند نبود ؛ زيرا قدر مسلم اين است كه اين نامه‌ها ، پس از خوددارى امام از بيعت و قيام و بيرون آمدن از مدينه و ورود به مكه و پس از حدود چهل و پنج روز اقامت در آن شهر به وى رسيد .

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 96 - 98 ، به نقل از تنزيه الانبياء سيد مرتضى .